X
تبلیغات
رایتل

شهردار جدید و مشکلات پیش رو

بالاخره و پس از ماهها درگیری  و تنش ، شهردار جدید شهر بنام آقای رسول معروفی از کارمندان شهرداری بر کرسی شهرداری نشست تا آقایان و خانمهای شورای شهر با پایان یافتن فصل عمرانی و فرا رسیدن سرما بتوانند آسوده تکیه دهند.«برای فصل عمرانی آینده هم خدا بزرگ است و بهانه ای برای تعطیلی شهرداری جور میشود.استعفایی دیگر و شهرداری دیگر».
اما در مورد آقای معروفی هر چند که قبل از شروع فعالیتها چیزی در مورد عملکردش نمی توان گفت اما ظاهرا ایشان از کارمندان نسبتا خوب شهرداری هستند که البته دارای قدرت و نفوذ زیادی نیز در شهرداری می باشند. ولی از آن طرف با توجه به اینکه شهرداری بوکان دارای رتبه هشت در تقسیم بندی وزارت کشور است و شهردار شهری با این رتبه باید حداقل دارای مدرک مهندسی عمران،شهرسازی یا فوق لیسانس مدیریت شهری یا برنامه ریزی شهری باشد که آقای معروفی از این نظر فاقد بنیه علمی لازم است.ضمن اینکه به نظر اینجانب برگزیدن شهردار از میان کارمندان شهرداری کاری اشتباه است و در دیگر شهرها هم چنین کاری را انجام نمیدهند زیرا اگر یکی از نیروهای شهرداری خوب عمل می کند بهتر است در قسمت معاونت شهرداری به کار گرفته شود تا دستیار خوبی برای شهردار باشد و بدنه شهرداری را سر و سامان دهد و سکان شهرداری به شخصی تازه نفس با ایده های نو سپرده شود.
این نکته را نیز باید گفت که ملاک برای انتخاب یک شهردار برنامه هایی است که برای آینده شهر دارد ولی من فکر نمی کنم که شورای شهر از آقای معروفی برنامه ای خواسته باشند و او نیز هیچ برنامه ی مدونی ارائه داده باشد.
به هر حال امیدواریم شهردار جدید درک درستی از مشکلات شهر داشته باشد و قدمهای بلندی در راستای حل آنها بردارد.در اینجا من سعی می کنم که بخشی از مشکلات و نیازهای شهر را درچند پست وبلاگ و به صورت موردی عنوان کنم ، هر چند که انتظار ندارم گوش شنوای مسئولی وجود داشته باشد ولی به هر حال می خواهم نشان دهم که هر کدام از شهروندان به تنهایی یک شورای شهر هستند که بهتر از هر کسی با نیازها و استعدادهای شهرشان آشنایند ولی روی زمانه سیاه که ...
اما مشکلات و نیاز های اساسی شهر که شهردار جدید باید با قدرت تمام در صدد حل آنها برآید:
1. عمده ترین و مهمترین مشکلی که در حال حاضر شهر بوکان با آن مواجه است و روزانه و شاید هر ساعت مردم با آن دست و پنجه نرم می کنند مشکل اصناف آلاینده شهر است که شهر را به یک کارگاه بزرگ تبدیل کرده است.با توجه به بیکاری مضاعف در شهر، بسیاری از جوانان و مردمان شهر به مشاغل کاذب و اصطلاحا پیشه وری روی آورده اند که این مشاغل با آلودگی صوتی و نیز اشغال فضای بسیاری همراهند.حتی در حین عبور از لوکس ترین خیابانهای شهر نیز به یکباره با یک کارگاه عظیم ساخت و ساز!!! صاف وسط پیاده رو مواجه می شوی و انگار که در این شهر پیاده رو اصلا برای عابران نیست و بخشی از املاک پیشه وران است.البته من که با چند نفر از این اصناف صحبت کرده ام آنها نیز از وضع موجود راضی نیستند و خواهان انتقال به مکانی مناسب برای فعالیت خویش هستند.
2.نظر به اینکه بوکان دارای ارتباطات گسترده ای با سایر نقاط کردستان و ایران است و نیز نقش شاهراه عبور و مرور را برای شهرهای همجوار ایفا می کند احداث ترمینال بزرگ مسافربری بسیار ضروری است و باید هرچه زودتر عملیات ساخت آن آغاز گردد.واقعا  وضعیت کنونی پایانه های شهر مایه آبروریزی است و ننگیست بر دامن شورای شهر و شهرداران گذشته که در کمال بی شرفی ،هر شب تابلوی احداث ترمینال را در نقطه ای از شهر می کاشتند تا قیمت زمینهای آن منطقه افزایش یابد و با آینده و امنیت شهر اینگونه بازی می کردند.
3.«در یکی از خیابانهای مرکزی شهر منتظر تاکسی هستی که به ناگاه هیولایی نفت کش با تانکری از یک ماده خطرناک مشتعل شونده از بیخ گوشت رد میشود.» این توصیف صحنه ای بود که فقط ساکنان بوکان با آن آشنایند و در هیچ جای دیگر دنیا وجود ندارد.وقتی که کمربندی یک شهر از قلب شهر عبور می کند عاقبت همین می شود.و وقتی هم و غم نماینده یک شهر این می شود که برای نشریه اش مجوز بگیرد تا هر روز عکسش را در صفحه اول چاپ کنند و کارهای نکرده اش را به وسیله آن به گوش مردم برساند عاقبت از این هم بدتر می شود.
اما شهرداری در این میان چه کاری می تواند انجام دهد؟ بله حداقل کاری که می تواند انجام دهد این است که ورودی های شهر را برای حداقل چند ساعت یا چند روز مسدود کند تا توجه رسانه ها و مسئولین کشوری را جلب کند.این کاری است که از نظر قانونی نیز ایراد ندارد «جاده ها در دست اداره راه و خیابان ها و ورودی های شهر در دست شهرداری است» و در چند شهر دیگر نیز چنین کاری را انجام داده اند.
4.سنگفرش پیاده روها مخصوصا خیابانهای اصلی شهر  نقش به سزایی در زیبایی خیابانها و تمیزی و نظافت آن دارد. خصوصا اینکه مردم نیز نسبت به خیابانی که به زیبایی سنگفرش شده احساس تعهد بیشتری دارند و سعی در تمیز نگه داشتن آن دارند.طی چند سال گذشته اکثر پیاده روهای یکی از شهرهای شمالی همسایه بوکان به زیبایی و خوش سلیقگی سنگفرش شده و بوکان که خود آغازگر این طرح در منطقه بود اکنون از این قافله عقب افتاده است.توجه به مبلمان شهری مخصوصا در خیابانهای اصلی شهر که آبروی هر شهر هستند  امری بسیار ضروری است که من مطمئنم آقایان و خانمهای شورای شهر حتی یکبار هم در زندگی به آن فکر نکرده اند.
در این جا لازم است که لعنت بفرستیم به آن مسئول احمقی که پیاده رو خیابان اصلی شهر یعنی خیابان انقلاب را با خساست تمام سنگفرش کرد که بیشتر به پینه های یک خیاط ناشی شبیه است تا سنگفرش.
5.ورودی های شهر خصوصا از طرف میاندوآب در وضع بسیار اسفباری به سر می برند.این ورودی بیشتر به ورودی شهر اشباح شبیه است.از ورودی میاندوآب تا میدان اسکندری و از سه راه خاوران تا میدان قدس ، پیاده روها و میادین این مسیر یک افتضاح به تمام معناست. با دیدن این خیابان ها انسان احساس می کند که این شهر اصلا شهرداری ندارد. با نصب شبنماها و سبدهای گل سعی کرده اند این افتضاح را بپوشانند غافل از اینکه یک اتاق مخروبه و کاهگلی را حتی با نصب گرانقیمت ترین لوسترها و تابلوها نمی توان خوب و قابل استفاده نشان داد. 

در پست قبلی وبلاگ بخشی از نیازهای شهر مطرح شد.در این پست چند مورد دیگر را مطرح میکنم:
6.گرد و غبار موجود در خیابانها و محلات شهر کم کم دارد به یک معضل تبدیل می شود.با توجه به این که بوکان در مسیر بادهای جنوب غربی قرار دارد وجود گرد و غبار تا حدودی طبیعی است ولی نه تا این حد. البته بوسیله ماشین های جاروب خیابان و شستشوی نوبتی خیابانها و نیز درختکاری در مسیر وزش بادها ونصب بادشکن در این مسیر «مخصوصا کوه برده زرد» و تعویض مکان کارخانه آسفالت می توان تا حدود زیادی اثرات بادها را کاهش داد.
7.یکی از اساسی ترین کارهایی که شهرداری هر شهر به عهده دارد جذب سرمایه و ترغیب بخش خصوصی به سرمایه گذاری در بخشهای عمرانی ، فرهنگی و مخصوصا گردشگری آن شهر است که علیرغم استعداد بی نظیر بوکان برای سرماگذاری در زمینه های تجاری ، گردشگری و حتی فرهنگی،شهرداری بوکان سالهاست که بالکل خود را فارغ از این مسئله می داند.خبردار شدم که یکی از نهادهای قدرتمند درصدد است که در زمینهای مابین شهرک بنیاد و ابوذر یک بازارچه احداث نماید که اگر این گونه باشد می تواند توجه مسافران بانه که فقط فضولات و آشغال هایشان به ما می رسد را به بوکان جلب کرده تا بخشی از پولهایشان را در بوکان خرج کنند.شهرداری بوکان نیز می تواند با جلب نظر سرمایه گذاران و اجرای یک طرح جامع وبا احداث پارکها،مراکز خرید،مراکز اسکان و هتل و مراکز تفریحی، منطقه مابین پل جدیدالاحداث امیرآباد(رسالت) تا خیابان عشایر را به یک منطقه بی نظیر فرهنگی،تجاری،گردشگری تبدیل کند.که اکنون نیز با توجه به وجود پارک جنگلی،ساحلی ، شهربازی، یک هتل چهارستاره،نزدیکی به مجموعه کیوه رش و نیز رودخانه زیبای تاتاهو و نیز وجود خیابانهای بزرگ و زیبا و چند بانده به شدت استعداد این کار را دارد.اگر شهردار بوکان در این دوره فقط همین یک کار را شروع کرده و به اتمام برساند نامش برای همیشه در تاریخ بوکان به نیکی به یادگار خواهد ماند.
8.بدون شک آن شهرداران غیر بومی و غیر کردی که زمان خود پارکهای ساحلی،جنگلی،بوستان ناله شکینه و نیز درختکاری دامنه ناله شکینه ( که اثری از آن باقی نمانده) را به اتمام رساندند بسیار با شرف تر از شهرداران چند سال اخیر بوکان بودند که به غیر از پارک فرهنگیان حتی یک پارک جدید در شهر احداث نکردند.مگر می شود که در نیمه شمالی شهر یعنی از میدان اسکندری به طرف علی آباد که اکثریت جمعیت شهر آنجا زندگی می کنند حتی یک متر فضای سبز وجود نداشته باشد؟ پس شهرداری در این شهر چه غلطی می کند؟ چرا نباید کوه ناله شکینه که افتخار بوکان است و تمام کردهای ایران و عراق آن را می شناسند مانند یک عروس بدرخشد و سراسر درختکاری و دور تا دورش گلستان باشد؟چرا نباید پارکها و بوستانهای محلی در بوکان وجود داشته باشند؟مجموعه کیوه رش به کجا ختم شد؟آیا با این مسخره بازی که هرسال ده دوازده عدد بلوک را روی هم قرار می دهند و چند درخت در این طرف و آن طرف می کارند مجموعه بزرگ گردشگری و تفریحی ساخته می شود؟مسیر جاده کوسه هم که از سایه سر مسئولین و نماینده فعال!! و باسواد!!! شهر، مابین سرمایه داران شهر تقسیم شد تا برای خودشان ویلا بسازند و خوش باشند.
9.توجه به زیبایی شناسی و مبلمان شهری در ساخت و سازها باعث می شود که ارزش فعالیت های شهرداری چند برابر شود.« یکی از اصلی ترین کارهای شهرداری زیبا نگه داشتن شهر است.».اکنون توجه کنید به خیابان جدیدالاحداث ساحلی و ببینید که مهندسان شهرداری چه افتضاحی به بار آورده اند.این خیابان با توجه به قرار گرفتن در حاشیه رودخانه تاتاهو و وجود چشم انداز زیبای باغ امیرآباد می توانست یکی از زیباترین خیابانهای شهر باشد ولی از هم اکنون مشخص است که چه گندی به بار خواهد آمد.یا در امر اصلاح هندسی تقاطع های شهر هر آنچه که کوچکترین اثری آز آن وجود ندارد زیبایی است و کاملا مشخص است که کسی از روی تعهد و عشق کاری را انجام نمی دهد و هر آنچه انجام می دهند برای رفع تکلیف است.البته هیچ جای تعجب نیست زیرا وقتی شورای یک شهر این هفت موجود کوته قد کوته فکر باشند نتیجه همین می شود دیگر.
10.حاشیه رودخانه تاتائو که بوکان بخش زیادی از زیبایی اش را مدیون این رود زیباست می بایستی که به بهترین شکل ممکن سامان می یافت و از بند کوسه تا تصفیه خانه هر جا که امکان داشت پارکها و تفریحگاههایی به موازات آن احداث می شد.
11.پل هوایی موجود در میدان فرمانداری بسیار غیر کارشناسی در این محل احداث شده و با توجه به عرض کم خیابان ،منطقی است که کمتر کسی حاضر باشد از آن استفاده کند.در این مکان منطقی تر آن بود که یک پاساژ زیرزمینی در عرض خیابان همراه با پله برقی ساخته می شد که با توجه به اینکه این نقطه از شهر لوکس ترین و پر رفت و آمد و آمدترین نقاط شهر است بسیار ضروری به نظر می رسد.«کاری که در تبریز و در عرض خیابان مابین بازار بزرگ شهر انجام داده اند ».البته در طرف دیگر میدان یعنی ابتدای بلوار کردستان وجود پل هوایی عاقلانه تر به نظر می رسد که البته آن هم در صورت نصب باید به صورت پله برقی و با نمای زیبا باشد تا به زیبایی میدان بیفزاید.لازم به ذکر است که در میادین استقلال(غذا خوری سامان) و کلتپه نیز وجود پل هوایی ضروری است.ضمن اینکه از فرصت استفاده کرده و یکبار دیگر در همین جا یادآور می شوم که سیمای میدان کلتپه به همراه چند میدان دیگر شهر از جمله جانبازان و میدان انتهای خیابان امیر آباد به شدت خنده دار و مسخره و بی هویت اند.
12.نام گذاری و هویت بخشی به مجتمع ها، پارکها و محلات شهر امری مقدس و حیاتی است که شهرداری از این امر نیز غافل است.برای نمونه اسامی  مانند « پارک ساحلی یا پارک جنگلی» هیچ سنخیتی با ذهن و روان مردم ندارند.می توان مثلا نام پارک جنگلی را  پارک «مه م و زین» گذاشت وبا نصب چند تندیس از این شاهکار ادب کردی ، برای پارک هویت آفرید و احترام و ارزش پارک را نیز نزد مردم شهر و رهگذران بیشتر کرد. یا نام مجموعه کیوه رش را فرضا کاوه آهنگر نام نهاد و با ساخت پیکری از این افسانه در بالای کوه، عملا کیوه رش را به یک اثر هنری و تابلویی جاودانه تبدیل کرد.
در مورد نامگذاری محلات نیز باید با وسواس عمل کرده و با توجه به ساکنان و فرهنگ هر منطقه نامی مناسب انتخاب کرد.برای نمونه برای محله ای بزرگ از شهر که مردم به آن کلهرآباد می گویند نام « هه وشاریان» یا «افشاریان» مناسب تر از اسامی بی هویتی مانند اسلامشهر و زیباشهر بود. 

 

طی دو پست گذشته وبلاگ بو بوکان شماری از مهمترین مشکلات و نیازهای شهرمان را برشمردیم. اینک بخش سوم و پایانی این مطلب:

13.«حه وزه گه وره» و« قه لای سه ردار» املاک و دارایی هیچ نهاد و سازمانی نیستند و بخشی از سرمایه و دارایی معنوی همه بوکانیان هستند واکنون که میراث فرهنگی استان هیچ مسئولیتی در قبال این دو مهمترین بنای شهراحساس نمیکند( در کل میراث فرهنگی استان اگر دستش برسد تمام بناهای باستانی و تاریخی بوکان را با خاک یکسان می کند) لازم است که شهرداری در یک اقدام تاریخی اقدام به بازسازی و آزاد سازی این دو اثر که روح معنوی و هویتی شهر هستند نماید.البته هیچ وقت از یاد نمی بریم که شهردار قبلی ، رشید میر حسامی ، آن موجود احمق و بی شرف چگونه با ساخت خیابان ضربه مهلکی بر پیکره قه لا وارد ساخت.
14.احداث تالار موسیقی، سالن همایش و البته سالن کنفرانس با توجه به حجم زیاد گردهمایی ها و کنفرانس هایی که در شهر انجام می شود بسیار ضروری است.با ساخت سالن سیمرغ بخشی از مشکلات در این زمینه رفع شد ولی به هیچ وجه کافی نیست.در آمریکا هر شهر دارای یک ساختمان بزرگ بنام ساختمان اجتماعی شهر است که اکثر فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی شهر در آن انجام می گیرد.
15.«خیابان سنگفرش ولیعصر»  و «فلکه بزرگ» در تبریز و «خیام سنگفرش» در ارومیه از زیباترین خیابانهای این شهرها هستند که هر کس به این شهرها سفر کند، تصویر این خیابان ها برای همیشه در یادش باقی می ماند.خیابان «سنگینی» در بوکان نیز به شدت استعداد تبدیل به چنین خیابانهایی را دارد و با کمی هزینه می توان این خیابان را به زیبایی آراست.
16.وضعیت ترافیکی شهر کم کم دارد به نقطه اشباع می رسد و خیابان های مرکزی و نیمه غربی شهر توان تحمل بار ترافیکی را ندارند.باید هرچه سریعتر در فکر ساخت خیابان های جدید بود و فکری هم به حال بافت فرسوده شهر کرد.در اینجا لازم است به این نکته اشاره شود که وجود خیابانهای با عرض زیاد و چند بانده در بوکان امتیازی بزرگ است که کمتر شهری از آن برخوردار است.
17.حتما برای شما هم پیش آمده که در هنگام قدم زدن عصرگاهی در خیابان زیبای انقلاب به یکباره بوی وحشتناک ماهی فروشی آنهم در کنار پاساژها و بوتیک ها حالتان را به هم می زند.در هیچ شهری اجازه نمی دهند که اینگونه ماهی فروشی ها در خیابان اصلی شهر چندین متر این طرف و آنطرف خود را به گند بکشند.باید هر چه سریعتر نسبت به احداث «بازار آبزیان» اقدام کرد تا با اینچنین صحنه هایی مواجه نشویم.
18.حضور کارگران ساختمانی روبروی پارک ملت که در انتظار برای کار روزانه اشان قرار دارند چهره زشتی به این محل می بخشد که کارگران نیز دچار خستگی مضاعف بدلیل نبود صندلی و قرار گرفتن در معرض باد و باران می شوند.لازم است که در این محل اقدام به ساخت «پایانه کارگری» کرد تا چهره زیباتری به این محل بخشیده شود.
                                                              ***
همه این مواردی که در چند پست وبلاگ بو بوکان مطرح شد هزینه های نسبتا زیادی را می طلبد که مدیریتی بس قوی ومتعهد نیز برای آن ضروری است.بخش زیادی از مشکلات شهر علاوه بر سوء مدیریت، ناشی از انفجار جمعیتی و سیل مهاجران شهرهای اطراف بسوی بوکان است که هیچ وقت نیز بوکان بودجه ای فوق العاده برای مقابله با معضلات این مهاجران دریافت نکرده، بلکه بارها آنچه حق بوکان بوده را نیز به شهرهای دور و بر فرستاده اند.شهردار و شورای شهر وظیفه دارند که با سفرهای پی در پی به تهران و در دیدار با مسئولان بلندپایه کشور آنان را با مشکلات بوکان آشنا کرده و با گرفتن بودجه و وامهای فوق العاده، به صورت ضربتی و بدون معطلی قدم در راه حل مشکلات فراوان شهر نهاده و اجازه ندهند که بوکان زیبا و سرافراز از شهرهای دور و بر عقب بماند.
بوکان ما می بایست که یک شهر بی همتا و نمونه با سالن های نمایش و موسیقی و بوستان ها و پارکهای بزرگ و بی نظیر می بود و سر هر کوچه و خیابان پیکر و تندیس و نماد یکی از بزرگان و نامداران شهر قرار داشت تا همه بدانند که اینجا شهری است که پیشرو و سرآمد فرهنگ و ادب و هنر کردستان است و بزرگترین و نامدارترین مردان کردستان از این شهر برخاسته اند... 

 http://www.4bokan.blogfa.com/

داغ کن - کلوب دات کام